اولاً: در منابع مربوط جستجو شد، از پیامبر اکرم و یا ائمه ـ علیهم السلام ـ و علمای دین چیزی یافت نگردیده که گفته باشد عید غدیر خم، عید سادات است.
اما در همه آن منابع نظیر اقبال الاعمال، ابن طاووس، البلدالامین، کفعمی، مصباح کفعمی، زادالمعاد علامه مجلسی و مانند آن این تعبیرات درباره روز غدیر خم، آمده: (عیداهل بیت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ) (عیدالله الاکبر)، (عیدالاکبر)، (عید ال محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ) اما تعبیر عید السادات در جایی دیده نشده.
ثانیاً: از مرحوم صدوق نقل شده که: امام صادق ـ علیه السلام ـ از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ روایت نموده که فرمود: غدیر خم بهترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند مرا مأمور ساخت تا برادرم علی ـ علیه السلام ـ را به جانشینی خود منصوب کنم.[1] از این گونه روایات که در منابع یاد شده نیز آمده به آسانی معلوم میشود که عید غدیر برای همه امت پیامبر بخصوص شیعیان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است و مخصوص سادات بزرگوار نیست. و قاعدتاً نیز چنین باید باشد چون روز عید غدیر روز ولایت است و روز ولایت برای همه شیعیان عید است و همه باید در آن روز جشن و عید داشته باشند. و آن روز را به همدیگر تبریک بگویند لذا در روایات آمده که مؤمنین روز عید غدیر باید به همدیگر بگویند: «الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی ابن ابی طالب و اولاده المعصومین»[2]پس این روز عید همه امت اسلامی و همه شیعیان است و مخصوص عده خاص نخواهد بود.
ثالثاً: شاید به همین دلیل که در روایات درباره این که عید غدیر مخصوص عید سادات است چیزی نیامده، در میان شیعیان سایر کشورها غیر از کشور ولایت(ایران شیعی) نیز چنین چیزی در میان شیعیان و سادات وجود ندارد.
رابعا: گرچه این روز بزرگ اختصاص به سادات ندارد. اما به نظر میرسد اینکه شیعیان ایرانی در عید غدیر از سادات محترم تجلیل میکند و به منازل آنان سر میزنند و از آنها عیدی میگیرند و احیاناً به فقرای سادات تحت عنوان عیدی کمکهایی میکنند، سنت حسنه و به طور یقین مثبت است و نکتهای منفی هرگز در آن وجود ندارد. چون در برخی روایات احترام و دل جویی و کمک و صله دادن به سادات بخصوص سادات فقیر و نیازمند سفارش شده است.
پاورقی ها:
[1] . علامه محقق آیهالله سید علی بهبهانی، فروغ هدایت ص 377، با ترجمه علی دوانی نشر قدر
[2] . مفاتیحالجنان اعمال روز عید غدیر
وبلاگ جامع مهدویت
اللهم العجل لولیک الفرج
روز غدیر خم هدیه آسمانی خداوند بر امت اسلامی است و برآنان است که با دل و جان از آن نگهداری و محافظت کنند زیرا نگریستن به واقعه غدیر به چشم یک واقعه تاریخی که قرونی بر آن گذشته است خلاف فهم دین و فهم این واقعه است چون این واقعه هر چند یک واقعه تاریخی است اما محتوای آن همانند دعوت به یکتاپرستی، عدالت و... حقایق ابدی است نه حقایق زمانی و لذا اموری از قبیل واقعه غدیر را نباید با واحد زمان سنجید.
از این رو جامعه اسلامی با زنده کردن خاطرات این روز و تفهیم محتوای آن به فرزندان سرزمین های اسلامی بایدکفاره گناه خود را راجع به پوشیده ماندن «غدیر» بپردازند زیرا پوشاندن یا پوشیده ماندن آن در حقیقت بی توجهی به یکی از روشن ترین روزهای انسان و یکی از اساسی ترین اصل اسلام یعنی توحید، نبوت، امامت و معاد به شمار می رود.
و به بیان دیگر بی توجهی به «غدیر» نسیان یکی از سنت های پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و رد کردن عظیم ترین فریاد وحی الهی است که از حلقوم محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ 14 قرن قبل در آن صحرای سوزان بدر آمد.
شرح آنچه در این روز اتفاق افتاده است از حد این مقال بیرون و فقط اکتفاء می شود به بیان مولای متقیان علی ـ علیه السلام ـ که این روز، روز اظهار ولایت او توسط پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می باشد:
امام علی ـ علیه السلام ـ در دوران خلافت خود در یک روزی که دو عید جمعه و عید غدیر مقارن و همزمان شده بود خطبه ایراد کرده است و در آن می فرماید:
«... خدا در رساندن احکام خویش، محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را به جای خود قرار داد زیرا خداوند خود به چشمها دیده نشود و به خاطر در نگنجد و در لایه های پیچیده گمانهای انسان جای نگیرد، خداوند اعتراف به نبوت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را با اعتراف به الهیت خود مقرون ساخت.... آنگاه پس از محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خدا از میان خلق تنی چند را ویژه خویش ساخت (منظور ائمه هدی هستند) تا داعیانی باشند راستین که خلق را به سوی خدا دعوت کنند، از این دسته در هر قرنی و زمانی، کسی هست خدا اینان را در ازل بیافرید، و اینان به صورت انواری، زبان به ستایش خدا گشوده و خدا اینان را حجت های خویش کرد، خدا آنها را به هنگام آفرینش دیگران حاضر داشت و تا آنجا که خود خواست کار را به ایشان بسپرد (یعنی ولایت و امامت و هدایت خلق را به ایشان واگذار کرد). امّا با این همه آنان بندگان خدایند که بدون دستور او لب به سخن نگشایند.
ای جماعت مؤمنان خداوند در این روز برای شما دو عید فراهم کرد جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شرکت کردن در آن فراخواند تا آنچه در روزهای هفته کرده اید تطهیر پذیرد و اصلاح شود... اکنون بدانید که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و هیچ اعتقاد و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت آن کس که خدا او را اولی قرار داده است و در روز غدیر درباره ولایت آن آیت فرستاد و به پیامبرش دستور داد که آن را ابلاغ کند و او را از گزند و بدی گمراهان و منافقان در امان داشت.
بدین سان خدا دین خودش را کامل کرد و این همان واقعه غدیر بود که وعده خداوند در حق صبر کنندگان به وقوع پیوست و پرداخته های فرعون و هامان و قارون و سپاه آنان را تباه و ویران کرد. همانا امروز روز بزرگی است که برهان خدا در آن روشن شد... امروز روز عهد و پیمان، روز گواهی گواهان و امروز روز نص بر شخص است.[1]
در این خطبه علاوه بر مطالبی که بیان شد حضرت امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ از واقعه غدیر به عنوان دو نعمت یاد می کند و می فرماید خدای را برآن شکر گزارید و این یادآوری را تکرار می کند و معلوم است که این همه یادآوری بخاطر محتوا و پیام عید غدیر است نه صرف یک حادثه تاریخی و نه صرف اینکه روز 18 ذی الحجه بعد از این واقعه به عنوان یکی از اعیاد اسلامی به شمار آمده است زیرا روز غدیر پیش از این هم شناخته شده بود. آری به فرموده امام صادق ـ علیه السلام ـ در جواب این سئوال که: یابن رسول الله فدایت شوم آیا برای مسلمانان به جز دو عید (فطر و عید قربان) عید دیگری هست؟ فرمود: «عید غدیر و روز نصب علی ـ علیه السلام ـ به ولایت، برتر آن دو عید است».[2]
و باز هم امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: « روز غید غدیر بزرگترین عید خداست و هیچ پیامبری را خدا مبعوث نکرده مگر آنکه حرمت این روز را نگهداشته و آن را عید گرفته است روزی که در آسمان به «عهد معهود» و پیمان شناخته شده و در زمین به میثاق مأخوذ شناخته می شود و خدا آن را این گونه نام نهاده است.
و نیز امام ـ علیه السلام ـ فرموده است روزه روز غدیر معادل روزه تمام عمر دنیاست که اگر کسی به اندازه عمر دنیا عمر کند و تمام آن را روزه بگیرد به اندازه روزه روز غدیر ثواب دارد نه بیشتر و نیز روزه این روز برابر است با صد عمره و حج مقبول.[3] بنابراین در ملکوت آسمان ها روز غدیر به «عهد معهود» مشهور است.
در اعمال این روز در کتب ادعیه و زیارات مطالب سودمند و حیرت انگیز به چشم می خورد این چند برابری اعمال نیست مگر بخاطر اینکه عید غدیر پیام آسمانی و انسانی دارد که اگر کسی موفق به درک عمق این پیام شد و عقدالقلب و باور قلبی نه لسانی برایش حاصل شد و آنگاه آنچه را لازمه این روز مبارک است انجام داد، ان شاءالله از جمله متمسکین به ولایت علی ـ علیه السلام ـ به شمار خواهد آمد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ج2.
2ـ تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج3، باب 7، ص143.
پاورقی ها:
[1]. هادی، کاشف الغطاء، مستدرک نهج البلاغه، بیروت، مکتبة الاندلس،بی تا، ص81.
[2]. حکیمی، محمد رضا، حماسه غدیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بی تا، ص44 و کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص303.
[3]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، موسسه الوفاء، دوم، 1403ق، ج95، ص203 و 321؛ شیخ مفید، محمد، مقنعه، جامعه مدرسین، قم، 1410ق.، ص203؛ وسائل، ج8، ص89.
فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِی رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِیهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُم...
...وخدا لعنت كند بر امتی كه شما را از مقام و مرتبه خود منع كردند و رتبه ای كه خدا مخصوص شما گردانیده بود از شما گرفتند و خدا لعنت كند امتی كه شما را مقتول ساخت...
در این فراز از زیارت قدسی عاشورا، خطِ سیر انحرافاتی كه به شهادت امام حسین علیه السلام و یارانشان انجامید، به وضوح نشان داده می شود.
ابتدا ایشان را از مقام و رتبه خود دور كردند و سپس رتبه ای كه خدا به ایشان داده بود گرفته و در نهایت امام حسین علیه السلام را شهادت كردند.
در واقع امتی كه امام علیه السلام را از مقام خود دور كردند و مقامی را كه خدا به ایشان داده بود گرفتند و ایشان را به شهادت رساندند، در یك ردیف مورد غضب خدا قرار می گیرند. به این معنی كه غصب مقامات خدادادی آن حضرت، مانند شهید كردن ایشان است. اما به راستی این مقام و رتبه چه بوده است؟
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم بعد از اعلام ماموریت خود از جانب خداوند متعال برای رساندن آن چه كه مورد علی علیه السلام از سوی خدا نازل شده است، در معرفی آن حضرت به حدود 200 مورد از فضایل ایشان اشاره فرمودند، كه برای نمونه به پاره ای از آن ها اشاره می كنیم:
جایگاه او نسبت به من همانند جایگاه هارون است نسبت به موسی به جز این كه بعد از من پیامبری نخواهد بود.
خداوند او را برای شما، صاحب اختیار و امام قرار داده است.
روا نیست مگر آنچه خدا و رسول او و امامان روا دارند و ناروا نیست مگر آنچه آنان ناروا دارند.
او نخستین، مؤمن به خدا و رسول اوست و كسی در ایمان از او سبقت نجسته است.
خداوند هرگز توبه منكر او را نپذیرد.
شك و ناباوری در امامت یكی از امامان مانند شك و ناباوری در امامت تمامی آنان است و هر آینه جایگاه ناباوران در آتش است.
و این چنین رسول گرامی اسلام در آخرین حج خود به معرفی مقامات امیرالمؤمنین علیه السلام و ائمه معصومین علیه السلام می پردازند. اما زمان را برای گفتن تمامی فضایل امیر المؤمنین علیه السلام كافی نمی دانند و می فرمایند:
هان مردمان! هر آینه برتری های علی بن ابیطالب علیه السلام نزد خداوند _كه در قرآن نازل فرموده_ بیش از آن است كه من به یكباره بر شمارم.
و اما منافقان كوردل كه خود واقف به مراتب ایشان بودند؛ از همان ساعات پایانی عمر رسول خدا صلی الله علیه وآله در شكستن شخصیت و پایین آوردن فضایل ایشان تلاش كردند. تا جایی كه وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله در خواست قلم و دوات برای نوشتن وصیت كردند؛ ایشان را به گفتن هذیان متهم كردند.
و كار را به جایی رساندند كه وقتی امیرمؤمنان در محراب نماز به شهادت رسیدند با تعجب پرسیدند مگر علی نماز هم می خوانده! كریم اهل بیت را در خانه مسموم كردند و به قصد عبادت به خیمه های آل محمد صلی الله علیه وآله حمله كردند و سر از بدن سبط نبی اكرم جدا كردند و در شام، كاروان اسرای آل محمد صلی الله علیه وآله را خارجی خواندند. آری در این شرایط بود كه امام حسین علیه السلام دست به قیام زدند و در وصیت نامه خود كه به محمد بن حنیفه چنین فرمودند:
...به درستی كه حسین شهادت می دهد كه خدا یكی است و محمد صلی الله علیه وآله بنده و رسول اوست...
در اول وصیت نامه اش گونه بیان اعتقادات می كند تا بعد از شهادتش نگویند حسین بن علی خارجی بوده و در ادامه همان وصیت نامه می فرمایند:
...من از روی سركشی و سرمستی قیام نكردم، من خروج كردم تا در امت جدم اصلاح كنم، من می خواهم به سیره جدم و پدرم علی علیه السلام عمل كنم، من می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم. اگر از من قبول كردند كه كردند و اگر نپذیرفتند، آنان را به خدا واگذار می كنم كه بهترین داوران است...
و چه امر به معروف و نهی از منكری بالاتر از معرفی مراتب امیر المؤمنین علیه السلام و ائمه علیهم السلام؛ همانطور كه پیامبر صلی الله علیه وآله در خطبه ی غدیر فرمودند: امر به معروف كنید و از منكر باز دارید و بدانید كه ریشه امر به معروف این است كه به گفته من[درباره امامت] برسید و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه كنید و آنان را از مخالفت با سخنان من بازدارید؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است.
پیامبر صلی الله علیه وآله در پایان خطبه ی غدیر، خداوند را گواه می گیرند در رساندن پیام او به مردم و هشدار می دهند كه:
اگر مردم از جانشینان او از نسل علی علیه السلام تا برپایی قیامت پیروی نكنند، كردارهایشان بیهوده خواهد بود و در آتش ابدی خواهند بود، به گونه ای كه از غذاب شان كاسته نشود. سپس رسول خدا از مردم در باره علی امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان از نسل خود و او و حسن و حسین و آنان كه خداوند پس از ایشان بر پا كرده است بیعت می گیرند؛ بیعتی از دل و جان با تمام اعضا و جوارح و خداوند را نیز بر آن بیعت، شاهد و گواه می گیرند.
و اما امروز با تفكر و دقت در واقعه غدیر، می یابیم كه: اگر آن روز عهد غدیر را نشكسته بودند، هرگز نمی توانستند درِ خانه ی امیر المومنین علیه السلام را آتش بزنند و پهلوی ناموس الهی، بانویِ دو عالم، حضرتِ فاطمه زهرا سلام الله علیها را بشكنند و ایشان را در اوج جوانی به شهادت برسانند. اگر پیمان غدیر را نقض نكرده بودند كجا می توانستند 25 سال امیر المؤمنین علیه السلام را خانه نشین كنند. آری! اگر عهد غدیر را زیر پا نمی گذاشتند، چگونه می توانستند امام حسن مجتبی، سبط اكبر و آقای جوانان بهشت را در خانه آن حضرت به شهادت برسانند و اگر در غدیر توطئه نمی كردند و پیمان ها و بیعت های خود را به فراموشی نمی سپردند، چگونه می توانستند واقعه تلخ و دردناك و فاجعه غم انگیز كربلا را رقم بزنند.
و اکنون در زمان غیبت حرمانمان از دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه بایسته است که فرمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله را گردن نهاده که فرمود:
فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ
پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و فرزندداران به فرزندان تا برپایى رستاخیز ابلاغ کنند.
و جهانیان را با خطابه ی غدیر و سند حقانیت امیر مؤمنان و دکترین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آشنا کنیم تا رویکرد کامل اسلام شناسی به ویژه معرفی امام عصرعجل الله تعالی فرجه را ابلاغ نماییم.
منابع :
سایت تبیان
سایت خطابه غدیر
سایت راسخون
کتاب الغدیر
کتاب بر کرانه غدیر













